با بال و پر شکسته پرواز کجاست با بغض گلو گرفته آواز کجاست در فاصله شگرف زندان حیات پایان به کجا رفته و آغاز کجاست .
+ نوشته شده در 2008/5/1ساعت 2:40  توسط منصور
|
ما هر شب بر سنگفرشی از تفکر و تنهایی قدم می زنیم آواز می خوانیم شعر می گوییم و اگر ماه از مدار مسدودش کمی پایین تر بیاید با غروری کال بر چهره اش زخم می نشانیم اما گاهی که خسته می شویم تک برگ مرده ی قلب هایمان را بر نیمکت شکسته ی پارگی کوچک جای می گذاریم و بر خانه برمی گردیم ما هر شب بر سنگفرشی از تفکر و تنهایی قدم می زنیم و هر صبح رفتگران رویاهایمان را از پیاده روهای پرسه و پریشانی جارو می کنند . شاعر : زنده یاد تیمور ترنج